لطیفه
کوتاهترین جوک دنیا : دو زن ساکت کنار هم نشستن !
××××××××
خنگول پشه بند می خره. تا صبح نمی خوابه پشه ها رو مسخره می کنه.
××××××××××××
خنگول با گوسفند اش قهر میکنه , می بردشون زمین چمن مصنوعی.
××××××××××××
یه روز خنگول سوار آنسانسور میشه , هی بالا و پایین می پره
آسانسور حرکت نمی کنه تا اینکه یه تهرانی میاد کلید رو میزنه آسانسور
راه می افته . خنگول میگه : گفتم تا راننده اش نیاد راه نمی افته.
××××××××××
به خنگول میگن : خونه ات آتش گرفته.
میگه : دروغ می گید. کلیدش پیش خودمه.
××××××
یه یاکریم با مرغ عشق ازدواج می کنه . اسم بچه اشونو میزارن کریم عشقی.
××××××××
از خنگول می پرسن قویترین حیوان دنیا چیه؟
میگه : مورچه.
می پرسن : چرا؟
میگه : یه بار رفت توسورخ پریز برق اومدم با میخ بیارمش بیرون
یه لگدی زد که پرت شدم تو حیاط همسایه.
×××××××
خنگول موبایلش رو وییره بوده میبردش پیش موبایل فروش میگه موبایلم خرابه.
می پرسه : اشکالش چیه؟
میگه : هرچی زور میزنه نمیتونه زنگ بزنه.
××××××××××××××
خنگول میره دکتر. دکتر بهش میگه چربی خون داری باید روزی
پنج کیلومتر پیاده روی کنی. بعد از شش ماه خنگول زنگ میزنه
به دکتر میگه : رسیدم سر مرز حالا چکار کنم.
×××××××××××××
خنگول دعا میکنه:
ای خدا!!!
کی میشیم دو تا !!!
بعد بشیم سه تا !!
بعد بشیم 4 تا !!!
این تاکسی راه بیفته.
×××××××
قاضی رو به متهم : خانوم شما چند سالتونه ؟
خانوم : 25 سال.
قاضی : خوب . چند ساله که 25 سالتونه!
لطیفه سرا
تبلیغ جدید شرکت های خودروسازی
حادثه و هیجان را با ما تجربه کنید , شاد بروید شادروان برگردید...!
××××××××
خنگول داشت گریه می کرد.باباش می پرسه : چی شده؟
میگه: عاشق شدم.
باباش میگه : حالا عاشق کی شدی؟
میگه : هر کی شما صلاح بدو نی .
××××××××
خنگول با ماشین میزنه 52 نفرو میکشه.میگیرن میبرنش دادگاه...
قاضی با تعجب میگه : آخه تو چه جوری 52 نفرو کشتی؟
خنگول میگه: راستش آقای قاضی ! من تو جاده میرفتم یهو ترمز بریدم. اینور جاده
2 نفر بودن اونور جاده 50 نفر.با خودم گفتم دو نفر و بکشم بهتره دیگه. گرفتم
طرف اون دو نفر . اما بی پدرها فرار کردن رفتن بین اون 50 نفر.
×××××××××
پیرزن تو اتوبوس میگه : نی نای نی نای نی نای نای!
همه واسش دست میزنن و میگن : نی نای نی نای نی نای نای!
پیرزنه دوباره با صدای بلندتر میگه: نی نای نی نای نی نای نای!
دوباره همه واسش دست میزنن و میگن: نی نای نی نای نی نای نای!
خلاصه بعد از چند بار که این ماجرا تکرار میشه پیرزن با عصبانیت دست میکنه
تو کیفش و دندون مصنوعیشو در میاره میزاره تو دهانش و میگه:
نیاوران نیگه دار!
××××××××××××
به خنگول میگن : مار باباتو نیش زد , مرد.
خنگول میگه : از پشت زدش؟
میگن : آره.
میگه : مار مقصره.
:: موضوعات مرتبط:
مطالب خواندنی ,
,
:: بازدید از این مطلب : 672
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0